تبلیغات
سردار شهید عباسعلی دهنوی
 
سردار شهید عباسعلی دهنوی
پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملكت شما آسیبی نرسد. امام خمینی...الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.الّلهم صّلعلی محمد وآل محمد.

اذان سرخ بخوان ای بلال مسجد عشق * رسان به گوش ملایک قنوت یاران را




سرداران شهید دیار سلسله الذهب نیشابور /فیلم مصاحبه سرداررشیداسلام شهید عباسعلی دهنوی


]



نوع مطلب : وصیت نامه، اسمان تو را میخواند، عشقستان، خاطرات، مراسمات، 
برچسب ها : سرداران شهید دیار سلسله الذهب نیشابور /فیلم مصاحبه سرداررشیداسلام شهید عباسعلی دهنوی،
لینک های مرتبط :


مادر شهیدان عباسعلی دهنوی و علی دهنوی  مرحومه سکینه خواجه بیگی

در خصوص سردار شهید عباسعلی دهنوی خاطره ای نقل کرده :

عباسعلی روزی مرا صدا زد

و گفت مادر شما و پدر به زودی به خانه خدا مشرف می شوید و بعد با لحظه ای تأمل و تبسم ادامه داد و گفت ماهم انشالله صاحب خانه را زیارت خواهیم کرد





نوع مطلب : خاطرات، 
برچسب ها : مادر شهیدان عباسعلی دهنوی و علی دهنوی،
لینک های مرتبط :






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بادگان سردار شهید حسین دهنوی

از سمت راست:

1:فرمانده گردان نصر الله از لشکر 5 نصر سردار شهید محمد حصاری.

2:جانشین گردان عبدالله:سردار شهید عباسعلی دهنوی.

3:اقای گنجعلی.





نوع مطلب : عکس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 

فرض کن حضرت مهدی به تو ظاهر گردد ،

ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی؟

باطنت هست پسندیده صاحب نظری؟

خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟

لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری؟

پول بی شبه و سالم ز همه داراییت ،

داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری؟

حاضری گوشی همراه تو را چک بکند ،

با چنین شرط که در حافظه دستی نبری؟

واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران ،

میتوان گفت تو را شیعه ی اثنی عشری ... ؟









نوع مطلب : مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 15 شهریور 1392 :: نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات

 سردار شهید عباسعلی در سال 1334 در روستای  دهنو خالصه چشم به جهان گشود از همان دوران کودکی علاقه عجیبی به ایٔمهٔ داشت ودر هیِأت عذا داری نیز نوحه خانی میکرد.با شروع  فعالیتهای انقلابی در کشور او از اولین نفراتی بود که در جلسات انقلابیون شهرستان شرکت می نمود و دین خود را اینگونه به انقلاب ادا نمود.

او به همراه چند تن از همرزمانش همچون سرداران شهید حسین دهنوی و مسیح ابادی در همان اوان انقلاب به عضویت سپاه در امدند و مسیٔولیت اموزش را در این نهاد مقدس به عهده گرفتند.

 در طول دفاع مقدس نیز چندین بار به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شد که حاصل ان دو بار مجروحیت بود و سرانجام در سال 1362 در عملیات غرور امیز بدر شربت گوارای شهادت را نوشید و دعوت حضرت را به بهترین شکل ممکن لبیک گفت.





نوع مطلب : زندگینامه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 

کادر گردان عبدالله از لشکر 5 نصرالله خراسان رضوی؛سال 1362 رحمانیه.

از سمت چب:

1:فرمانده گردان عبدلله سردار شهید سید احمد عابدی.

 2:جانشین گردان سردار شهید عباسعلی دهنوی.

3:برسنل گردان:سید حسین حسینی                  

4:فرمانده گردان امام حسن(ع)از لشکر ویژه شهدا شهید علی صادقی.

5:معاون دوم گردان محمد علی احیایی.

6:بیک گردان شهید احمد ترشیزی.

7:فرمانده گروهان یک دانشجو شهید حسین خشنود.

8:شهید محمد چمنی از کادر گردان.





نوع مطلب : عکس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 

*در حمایت ز امیرم علی خامنه ای

میشوم میثم تمار به دارم بزنید*





نوع مطلب : ولایت فقیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 15 شهریور 1392 :: نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات

*شهدا دعا داشتند،ادعا نداشتند*

*نیایش داشتند،نمایش نداشتند*

*حیا داشتند،ریا نداشتند*

*رسم داشتند،اسم نداشتند*





نوع مطلب :
برچسب ها : مردان اسمانی،
لینک های مرتبط :






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 شهریور 1392 :: نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات

اذان سرخ بخوان ای بلال مسجد عشق * رسان به گوش ملایک قنوت یاران را





نوع مطلب : تلاوت عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اسمانی شدن نه بال میخواهد و نه  پر.دلی میخواهد به وسعت خود اسمان.

مردان اسمانی بال پرواز نداشتند.

تنها به ندای دلشان لبیک گفتند و پریدند .

میخواهی اسمانی شوی؟پس خوب گوش کن...

"اسمان تو را میخواند" زمان پرواز است.

همسفر..با قافله پرندگان عاشق همراه شو و با خیل پرندگان مهاجر به امتداد نور دخیل ببند.

مقصد ما اسمان به دعوت اسمان لبیک بگو 

ملایک در انتظارند.

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 2 شهریور 1392 :: نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات
 
قصه بارون دلم                  خلوت زندون دلم
لیلای بی دریای من           گریه ی مجنون دلم
ابر کبود من تویی               بود و نبود من تویی 
مهر سجود من تویی           وای به روزگار من
هوا تویی نفس تویی          لحظه بیش و بس تویی
عاشق در قفس منم          ای دل بی قرار من
گریه منم ابر تویی              درد منم صبر تویی
بارش بی وقفه منم            ای دل بی قرار من
هد هد من هدای من          همدم با وفای من
خبر ببر به عشق من          به عشق من خدای من 
عاشق بیدار منم                محو بریدار تویی
خسته و بیمار منم              عشق تویی یار تویی
هوا تویی نفس تویی           لحظه بیش و بس تویی
عاشق در قفس منم           ای دل بی قرار من
گریه منم ابر تویی               درد منم صبر تویی
بارش بی وقفه منم             ای دل بی قرار من




نوع مطلب : عکس، 
برچسب ها : قصه بارون،
لینک های مرتبط :


با سمه تعالی

هیهات من الذله

ای بستگان من ای برادران، و ای خواهران. ای عزیزان شماها از روی لطفی که به من دارید.به خاطر تشکیل خانوادگی من ارادت دارید و به من گوشزد میکنید که سهم خود را به جبهه رفته ام شما میگویید چند دفعه جبهه رفته ای و کافی است.

اما من به شما عزیزان میگویم خدا مهم تر است یا شما یا  زن و فرزند شما . ایا از انقلاب درونی من اطلاع دارید ؟ ایا  در جریان قلب من هستید؟ ایا میتوانید درک کنید روحیات باطنی مرا؟

نه به خودش سوگند نمی توانید و نخواهید توانست به این جریانها اگاه شوید. میدانید وقتی من در خانه و یا در محل کار و زندگی دور از هرگونه تشنجات  ظاهری به زندگی خود می برتازم تمام حواس و فکرم مستقیما در جبهه هاست

نه می توانم به کار خود درست ادامه دهم؛و نه زندگی کنم.
نه من نمی توانم اینگونه به زندگی خودم ادامه دهم و زندگی برایم حرام است. و مفهومی ندارد تا زمانی که جبهه نیاز به من داشته باشد و من بخواهم در خانه اسایش داشته  باشم محال است.

خدایا مرا لحظه ای بخود وا مگذار و شر نفس اماره را که دنیا را در نظرم زینت می دهد از من بگیر.

خداوندا:میدانم که بر نفس خود ستم کردم،

بروردگارا: اگاهم که عمر خود را به بطا لت گذراندم ، اما هیچ موقع مهر تو را از دل بیرون نکردم.

خداوندا: همچون علی نبودم که شاهبازی اسمانی باشم لیکن علی را دوست دارم.

خداوندا از کردارم نادم و از گفتارم شرمنده ام و جز تو بناهی نمی دانم و غیر از لطف و بخشش تو امیدی ندارم.

بارلها :اینک با دلی شکسته و چشمی گریان و قلبی مملو از عشق تو و حسین(ع) دست نیاز بسویت دراز می کنم و اینک از تو می خواهم مرا دست خالی از در خانه ات برنگردانی .

خدایا به نام تو که قطره های اشک یتیمان عرشت را به لرزه در می اورد و به یاد تو که عشقت قلب عاشقان را لبریز میکند.

الهی:این بدن من ملک توست .انشا الله که عبد توست با ان هر چه خواهی کن،اگر می خواهی ان را بسوزان و اگر می خواهی بدنم را بی سر مانند بدن سرور و سالار شهیدان لگد مال سم اسبان ببینی بس ای تانکها بدن مرا دریابید و اگر میخواهی بدنم را مانند بدن سقای تشنگان بی دست و با ببینی با ان چنان کن بدن من ملک تو است.

خدایا از تو میخواهم به عزت زهرای مرضیه ،قسمت میدهم با این بدن عاصی من قهر مکن.

خدایا قلب من خانه توست و وقتی قلب مرا حرم خود خواندی خدایا در حرم خود احدی را راه مده.

خدایا تو را سباس که دستم را گرفتی و به طرف خود کشیدی.

خدایا تو را شکر که به بههایم خلخال زدی و به سوی خود رهنمونم کردی.

خدایا تو را شکر که به چشمم گفتی تو را نبیند.

خلاصه در یک کلام ای معبود و معشوق من،ای همه وجود من، تو را سجده که مرا خریدی به راستی تو را سجده  که مرا خریدی.

ای حضرت دوست  یک کلام را شاید بتوانم به جرأت البته به جرأتی که ان را هم تو به من دادی بیان کنم هیچ چیز را خود نتوانستم بشناسم الا انکه تو ان رابه من شناساندی اگر بخشش تو نبود هرگز هیچ چیزی را نمی شناختم. 
والسلام.

خدایا شهادت در راه خودت را به ما عنایت بفرما.

دوستار شما عباسعلی دهنوی
 
  




نوع مطلب : دل نوشته بابا، 
برچسب ها : دل نوشته بابا،
لینک های مرتبط :


جمعه 25 مرداد 1392 :: نویسنده : بر سید و سالار شهیدان صلوات
پس از مجروح شدن در عملیات میمک به همراه تعدادی از همسنگرانش برای مرخصی و دورهٔ درمان به نیشابور می اید.در یکی از روزهای مرخصی به اتفاق خانواده به بازار میروند و یک دست کت و شلوار نو می خرند.پس از بهبودی کامل تصمیم به حضور در جبهه میگیرد.

به اتفاق همرزمانش از نیشابور عازم عملیات بدر میشوند، اما هنوز دقایقی از حرکتشان نگذشته که از دوستانش تقاضای فرصتی کوتاه میکند، به خانه برمیگردد کت و شلوار را برمیدارد و به مغازه ای که از ان خریده پس میدهد، اطرافیانش دلیل این کار را جویا میشوند.

درجوابشان میگوید:این کت و شلوار ممکن است شوق بازگشت زودتر در من ایجاد کند حال اینکه ما باید تا زمان پیروزی در جبهه ها حضور داشته باشیم.

                                                                               (برادر شهید جانباز محمد علی دهنوی)




نوع مطلب : خاطرات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

۞ خاطرات دفاع مقدس وترویج فرهنگ ایثاروشهادت
تصاویرشهداودفاع مقدس۞


با سلام و درود بر روح بلند و ملکوتی امام بزرگوار و شهدای گرانقدر

با سلام خدمت رهبر عزیز و فرزانه انقلاب

و با سلام و درود بر شما ملت بزرگوار ایران اسلامی


از آنجاییکه اسناد و آثار دفاع مقدس و شهدا در صورت عدم جمع آوری و بهره برداری به موقع با گذشت زمان فرسوده و به فراموشی سپرده خواهد شد لذا نمایندگی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس نیشابور در اولویت برای جمعی از سرداران شهید بمنظور جمع آوری عکس و خاطرات همرزمان و بستگان شهید به صورت جداگانه نسبت به ایجاد وبلاگ و ایمیل اقدام نموده است تا ضمن بهره برداری و حضور فعال درفضای مجازی در آینده نیز بستر لازم برای تدوین کتاب و یا تهیه مستند فراهم گردد.لذا از تمامی همرزمان و ارادتمندان به ساحت مقدس شهدای گرانقدر تقاضا می شود در صورتی که عکس و خاطراتی از شهید دارند در راستای ادای وظیفه و دین جهت بهره برداری محققان و پژوهشگران و کمک به ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در قسمت تماس باما یانظرات بلاگ قرار دهندویا به آدرس ایمیل یاپست الکترونیک شهیدارسال نمایند.
اجرتان باشهدا


یا مهدی (عج) ادرکنی

مدیر وبلاگ : بر سید و سالار شهیدان صلوات
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

سردار شهید عباسعلی دهنوی

سردار شهید حسین دهنوی

شکوه سرخ یاران سلسله الذهب (نیشابور)